Ragbaar CD Cover . اولین چیزی که بعد از بدست گرفتن آلبوم رگبار توجه شما را جلب خواهد کرد طراحی فوق العاده زیبای جلد این آلبوم است . با دیدن جلد آلبوم به نظر میرسد که محتوای با ارزشی نیز درون آن گنجانده شده است « رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون ». دوستانی که مجموعه آثار سیاوش را که در فروشگاه آثار سیاوش قمیشی قرار داده شده خریداری کرده اند دقیقا گفته های بنده را درک می کنند و در ضمن می توانند همراه با این مقاله به قسمت کاور ها در DVD شماره ی دو رجوع کنند و نکاتی را که در مقاله خواهند خواند عینا در کاور آلبوم رگبار با کیفیت بالا مشاهده نمایند. در مورد کاور رگبار باید بگوئیم : کل جلد توسط مشمای نازک و بسیار ظریفی پوشانده شده است و در آن کاملا بسته است . هر بیننده ای با انداختن اولین نگاه به جلد آلبوم میخکوب خواهد شد. این بار طراحی این آلبوم سیاوش کاملا متفاوت و استثنائی بوده است. با اینکه تنها از سه رنگ سیاه ، قرمز و سفید در طراحی آلبوم استفاده شده اما هماهنگی در قرار گرفتن این سه رنگ باعث شده دنیائی جدید از رنگ ها که در ظاهر مشخص نیست در ذهن شکل بگیرد. چهره ی سیاوش قمیشی با کلاهی که بر سر دارد اولین حرکات چشم را مجذوب خود می نماید و بعد از آن تیتر بزرگ رگبار که به رنگ قرمز و به حالت فرو رفته روی جلد قرار گرفته است مشخص می شود . آرم طپش و نام سیاوش نیز در زیر آنها به چشم می خورد. جالب اینجاست که این قاب رویه ی مقوائی قاب اصلیست که درون آن قرار گرفته است. جنس رنگی که روی این رویه استفاده شده طوریست که برجستگی ها و فرورفتگی های زیبائی در آن ایجاد کرده و باعث شده کلمه ی رگبار بصورت فرو رفته روی آن حک شود که در نوع خود بی نظیر بوده و مشخص می نماید که روی آماده سازی آن وقت زیادی صرف شده و از متدهای پیشرفته برای ساخت آن استفاده گردیده است. قطرات باران در همه جای طرح آلبوم در حال باریدن روی سیاوش ، ترانه ها ، عکس ها و هر آن چیزیست که در آلبوم وجود دارد. در میانه ی جلد ، تصویر دختری که در کوچه ای تاریک و در میان ساختمان ها به سوی مسیری مبهم پیش می رود ، در حالی که در یک دست چتری دارد و دست دیگرش را در جیب لباسش گذاشته به خوبی نمایان گر سرمای ملایم و نشان دهنده ی حس بارانیست که طرح آن در همه جای جلد سرک می کشد. وقتی پشت همین جلد مقوائی را نگاه کنید خواهید دید که رنگ های چهره به طور کامل مورد استفاده قرار گرفته است. باران در حال باریدن بوده و سیاوش در حالی که بارانی مشکی چرمی پوشیده و دستانش را در جیبش گذاشته ، زیر چشمی نگاهی به پائین انداخته است. در پشت این جلد مقوائی نیز مشخصات آهنگ ها درج گردیده است.

اشتباهی که در این قسمت رخ داده و در تماس با سیاوش نیز به او اطلاع دادیم جا افتادن حرف « د » در ترانه « دنبال خودت نگرد » است که با توجه به ریز بودن نوشته ها زیاد مشخص نیست اما مسئله ی کوچکی هم نیست ، آن هم با توجه به تبلیغات طپش رکوردز به عنوان کمپانی که ادعای حرفه ای بودن را بارها تکرار کرده است.

سپس آرم شبکه ی طپش و کمپانی تازه تاسیس طپش رکوردز به همراه مشخصات طپش رکوردز و آدرس و شماره ی دفتر آن در آمــریکا و آسیای میانه درج گردیده است . در انتهای همین صفحه به تعریف از این کمپانی و تبلیغات فراوان در مورد آن پرداخته شده. جلد مقوائی به صورت جعبه کبریت طراحی شده و روی جلد اصلی قرار گرفته است و از دو جهت می توان آن را از روی قاب اصلی برداشت. قاب اصلی پلاستیکی بوده و در پشت آن تمام مشخصاتی که در پشت قاب مقوائی وجود داشت ، وجود دارد به غیر از اینکه عکس سیاوش عوض شده و او را از پشت در حالی که در حال نگاه کردن به سمت راست خودش است نشان می دهد. در این قسمت نیز در نوشتن نام آهنگ « دنبال خودت نگرد » اشتباه شده و حرف « د » جا افتاده است.

در پشت همین جلد ؛ یعنی قسمت درونی پشت جلد ، درست زیر سی دی ، طراحی مشابه روی جلد مقوائی مشاهده می شود با این تفاوت که عکس سیاوش برداشته شده و دختری که در کوچه راه می رود ، نمایان است . اما در جلوی قاب پلاستیکی عکس سیاوش در حالی که سرش رو به پائین است و باران در حال باریدن است مشاهده می شود. زاویه ی عکس برداری و ژست سیاوش در این عکس به شکلی ست که به نظر میرسد وی در حال تفکر و یا حتی مطالعه ی چیزیست.

قابل ذکر است که در این عکس سیاوش به جای بارانی که در تن داشت ، کت مشکی پوشیده است. شفافیت عکس ها و افکت های زیبائی که به آنها داده شده پیش از باز کردن جلد آلبوم انسان را به وجد آورده و لذت خاصی را به همراه دارد. بعد از باز کردن جلد پلاستیکی ، سی دی با رنگی مات تر نمایان می شود و دقیقا همان طرحی روی آن وجود دارد که روی جلد مقوائی وجود داشت اما شفافیت آن کمتر است که احتمالا به علت محدودیت های چاپ روی سی دی می باشد. تشابه کامل طرح روی سی دی با طرح روی جلد مقوائی باعث شده که همچنان « دنبال خودت نگرد » بدون « د » باقی بماند. عجیب است که طراح با اینکه به کررات از کلمه ی دنبال خودت نگرد استفاده کرده اما متوجه این اشتباه نشده است!

اما در طرف دیگر جلد دفترچه ی زیبائی وجود دارد که به ظرافت در قاب پلاستیکی جای گرفته است و هنگامی که آن را از جای خود خارج می کنید زیبائی آن بیش از پیش مشخص می شود . عکس ها و افکت های موجود در این دفترچه بی نهایت زیبا بوده و هر یک آهنگ ها به طور جداگانه دارای صفحه ی مخصوصی می باشد. عکس ها طوری طراحی شده اند که به خودی خود معنا گرا بوده و مفهومی به نظر میرسند. وقتی دفترچه را باز کنید خواهید دید که 2 صفحه ی کامل به آهنگ جنگل بدون ریشه اختصاص یافته است. در جلوترین زاویه ی دید ، عکس سیاوش قمیشی در حالی که گوئی روی یک صندلی نشسته و دستش را روی دسته های صندلی گذاشته و نگاهی به زیر دارد دیده می شود. نگاه بی هدف سیاوش به زمین ، حالت چهره و فرم ابروهایش طوریست که مشخص نیست آیا لبخندی تلخ به لب دارد و یا نگران است. با نگاه به این عکس انسان ناخودآگاه به یاد تابلوی « لبخند ژکوند » و ابهام موجود در آن می افتد.

در بک گراند و بالای تصویر سیاوش ، ساقه های درختان یک جنگل نمایان است که یک قیچی در حال بریدن ریشه های آنها می باشد. امتداد خط این برش ، به یک سیم خاردارد منتهی می شود که تمامی صفحه را بسته و به نوعی نشان دهنده ی جلوگیری از ورود و یا خروج می باشد و نوعی محدودیت اجباری را نمایان می سازد. در همین بکراند و در قسمت پائین ، پرونده های قضائی و سر مردی که چشمانش با ماژیک سیاه شده مشخص است. کلمات بدون ریشه و گم شده در لابلای این پرونده به چشم می خورد. در سمت راست همین صفحه ترانه ی جنگل بدون ریشه با فونتی بسیار زیبا نوشته شده و در بک گراند آن آثار انگشت های متعددی به چشم می خورد که کلمه ی انگشت نگاری را به ذهن انسان متبادر می سازد. سیم خارداری که در صفحه ی مقابل وجود داشت به این صفحه هم کشیده شده و ترانه را به دو نیم تقسیم کرده است. در کنار کلمات ترانه تصویر خانمی با بارانی چرمی وجود دارد که در معرض اتهام است. او شماره ای در دست دارد که هنگام شناسائی ، مجرمان به دست می گیرند. اما چکمه ی وی با پاشنه ای بسیار بلند و ساق بلند تر و نوع قرار گرفتن پاها تا حدودی بی خیالی را در نظر مجسم می نماید. هنگامی که صفحه را ورق بزنید به ترانه ی دلتنگی خواهید رسید. این ترانه هم دو صفحه ی کامل را به خود اختصاص داده است. عکس سیاوش از پشت در سمت راست در حالی که نیم نگاهی به تصویر سمت چپ دارد پیداست.

در سمت چپ ، تصویر بسیار جالبی وجود دارد که با اولین نگاه معنی پرپر زدن را در ذهن زنده می کند. تصویر پاهائی که دو پر به مچ آن بسته شده انسان را به فکر می اندازد. نگارنده با دیدن ریختن پرها در هنگاه پرواز ( آن هم در بالای ابر ) به نوعی معنی مرگ را از آن دریافت کرد. مطمئنا معانی زیادی از مشاهده ی این تصویر در ذهن شما نقش خواهد بست. صفحه ی بعدی موضوعی کاملا سیاسی دارد و در ضمن بیان گر موضوع روز جامعه است. حجاب ، سلول انفرادی ، سانسور ، آزادی ، حقوق زن بزرگترین معانی ست که از عکس های این قسمت دریافت می شود. چوب خط هائی که روی دیوار کشیده شده به قدری زیاد است که حتی چهره ی زنی را که در یک سلول انفرادی نشسته و چادری بر سر دارد گرفته است.

خود این زن نیز با دست هایش جلوی دهان خودش را بسته و شاید دست به خودسانسوری هم زده باشد. در میانه ی این تصویر سیاوش روی یک صندلی نشسته و به نظر میرسد منتظر چیزی و یا اتفاقی و یا در حال گوش دادن صحبت های شخصی ست که به نظر میرسد نگهبان زندان می باشد. احتمالا سیاوش به ملاقات این زندانی آمده است. در صفحه ی بعد ترانه های « تو بارون که رفتی » و « خداجون » وجود دارد. در صفحه ی مربوط به ترانه ی « تو بارون که رفتی » همان تصویری نقش بسته که روی جلد مقوائی نیز به صورت کوچکتری موجود بود. این تصویر همان تصویر دختریست که چتری در دست دارد.

اما در قسمت « خداجون » تصویر سیاوش قمیشی از پشت ، در حالی که به دیوار تکیه داده و گویا دنبال تکیه گاه و یا جائی برای پنهان شدن می گردد ، مشاهده می شود. اگر به این دو صفحه به عنوان صفحه ای واحد نگاه کنیم به نظر میرسد سیاوش در پشت دیوار در حال نظاره ی دختریست که زیر بارون در حال رفتن است. اما نگاهی دقیق تر به دختری که در حال رفتن است ، نشان می دهد در حال رفتن نیست بلکه ایستاده و در حالی که نیمرخش به سمت چپ چرخیده ، دارد با خود فکر می کند که شاید برگردد. چشم های نگران سیاوش در این عکس به وضوح نمایان گر این موضوع می باشد که در انتظار تصمیمی ست که دختر خواهد گرفت. جالب است اگر بدانید که این همان خانمی ست که در صفحه ی جنگل بدون ریشه در معرض اتهام بود. اما مشخص نیست چرا ترانه ی « تو بارون که رفتی » برعکس تمامی ترانه های موجود در این دفترچه نصفه نوشته شده است. صفحه را ورق می زنیم! چهره ی سیاوش در این تصویر بیش از حد نگران است و پرنده ی سفیدی که روی شیشه های شکسته ی یک پنجره نشسته به اون نگاه می کند. این صفحه مربوط به آهنگ پرنده ی مهاجر می باشد.

در صفحه ی روبرو باران قطع شده و تصویر تار دختری در پشت یک پنجره وجود دارد. قطرات باران روی شیشه در حال ریختن به پائین است و گلدانی همراه با یک گل که رو به پژمردگی میرود جلوی پنجره قرار داده شده است. ظاهرا سعی شده در انتخاب چهره ی این دختر سادگی ملاک قرار گیرد. مقداری اشک نیز در دیده های این شخص روان است. صفحه ی بعد که به طور کامل به دنبال خودت نگرد اختصاص داده شده ورق های وسط یک کتاب می باشد که تعدادی از آنها پاره شده. عکس های سیاوش روی یک ساعت در سمت چپ ، از دست رفتن زمان را نشان می دهد.

صفحه ی بعدی مشخصات کل آلبوم را به طور دقیق تر مشخص می سازد. سمت راست ، شامل عکسی بسیار زیبا از سیاوش قمیشی ست که به نظر میرسد درون خانه ی چوبی قرار دارد. از لابلای کرکره های پنجره ی این خانه نور خورشید به درون می تابد. نورپردازی این عکس واقعا زیبا و دارای جلوه ی ویژه ایست. سمت چپ این صفحه مردی را نشان می دهد که زیر رگبار شدید باران ، دست هایش را به سمت آسمان باز کرده و باران را طلب می کند. مشخصات جالبی در این قسمت وجود دارد که از آنها می توان به ذکر این نکته پرداخت که گل من به صورت الف الف درج شده است.

تهیه کنندگی این آلبوم به عهده ی علیرضا امیرقاسمی و مسعود جمالیست. عکس های موجود در کاور آلبوم توسط سعید نوشینفر گرفته شده و طراحی کاور به عهده ی فرشته جمالی می باشد. از دیگر اشتباهاتی که در این قسمت به چشم می خورد این است که مشکل عدم وجود حرف « د » در آهنگ دنبال خودت نگرد حل شده اما این آهنگ به اشتباه « به خودت دروغ نگو » نامیده شده است. اما در نهایت زیبائی کاور تا حدی ست که این اشتباهات کوچک زیاد در آن نمایان نیست.

برای تهیه کاور ها در اندازه و کیفیت بالا به فروشگاه مراجعه نمائید:
با تشکر از محی الدین عبدالهی که زحمت تهیه ی این آلبوم را به صورت اورجینال به عهده گرفتند و آن را برای ما ارسال نمودند.
نویسنده : هومن ، تاریخ : جمعه 15 شهریور 1387 ، ساعت : 10:09 ق.ظ
ویرایش در تاریخ : شنبه 16 شهریور 1387 ، ساعت : 05:09 ق.ظ




